معنی مستأسد
3 بازدید
[ مُ تَ ءْ سِ ] (ع ص) نعت فاعلی از مصدر استیساد. || مانند شیرشونده. || دایرشونده. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || نبت مستأسد؛ گیاه روئیده و به کمال رسیده. (منتهی الارب). رجوع به استئساد و استیساد شود.
کلمات همقافیه با «مستأسد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سد» برای سرودن شعر