معنی مستأخر
6 بازدید
[ مُ تَ ءْ خِ ] (ع ص) نعت فاعلی از مصدر استیخار. مقابل مستقدم. (اقرب الموارد). متأخر. (منتهی الارب). درنگ کننده و سپس ماننده. (آنندراج). آنکه پس میماند و دیری کننده و درنگ کننده. (ناظم الاطباء). تأخیرکرده. بازپس افتاده. پس افتاده. رجوع به استئخار و استیخار شود.
کلمات همقافیه با «مستأخر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خر» برای سرودن شعر