معنی مستأحد
6 بازدید
[ مُ تَ ءْ حِ ] (ع ص) نعت فاعلی از مصدر استیحاد. تنهاشونده. (منتهی الارب). منفرد. (اقرب الموارد). آنکه تنها می ماند. (ناظم الاطباء). رجوع به استئحاد و استیحاد شود. || آنکه آگاهی میدهد. || آنکه می داند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مستأحد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حد» برای سرودن شعر