معنی مسبوک
6 بازدید
[ مَ ] (ع ص) نعت مفعولی از مصدر سبک. رجوع به سبک شود. در قالب ریخته شده. (ناظم الاطباء). گداخته و خالص شده از زوائد، گویند: تبر مسبوک. (ازذیل اقرب الموارد). گداخته و در قالب ریخته : خط او خط محاسن بود چون درّ مفصل و سحر محصل و وشی محیوک و تبر مسبوک. (ترجمهٔ تاریخ یمینی).
کلمات همقافیه با «مسبوک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وک» برای سرودن شعر