معنی مسبع

معنی مسبع

5 بازدید
[ مَ بَ ] (ع اِ) محل سبع و جانوران درنده. ج، مَسابع. (ناظم الاطباء): آنکه سنت با جماعت ترک کرد در چنین مسبع ز خون خویش خورد. مولوی. و رجوع به مسبعة شود.
[ مَ بَ ] (ع ق) هفت هفت. هفتاهفتا: جاء القوم سباع و مسبع؛ هفتا هفتا آمدند. (ناظم الاطباء).
[ مُ بِ ] (ع ص) نعت فاعلی از مصدر اسباع. رجوع به اسباع شود.
[ مُ بَ ] (ع ص) نعت مفعولی از مصدر اسباع. بر سر خود گذاشته. پسرخوانده. فرزند بحرام. || آنکه مادرش مرده پس شیر غیر مادر خود خورده باشد. || آنکه هفت پشت یا چهار پشت در عبودیت باشد. || آنکه از صحبت ددان دوری گرفته باشد. || آن که بر هفت ماه زاده شده باشد. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || بچه ای که آن را به دایه سپرده باشند.
[ مُ سَ بْ بِ ] (ع ص) نعت فاعلی از تسبیع. رجوع به تسبیع شود.
[ مُ سَ بْ بَ ] (ع ص، اِ) نعت مفعولی از مصدر تسبیع. رجوع به تسبیع شود. || هفت بخش کرده شده. (غیاث) (آنندراج). به هفت بخش کرده. هفت شده. || چیزی که هفت پهلو داشته باشد. (غیاث) (آنندراج). نزد مهندسان سطحی را نامند که هفت ضلع متساوی آن را احاطه کرده باشد، و اگر ضلعها متساوی باشند آن را به اسم عام، که ذوسبعة اضلاع است می نامند. (کشاف اصطلاحات الفنون). هفت کرانه. هفت گوش. هفت ضلع. || نزد اهل تکسیر وفقی را گویند که مشتمل باشد بر چهل و نه مربع کوچک و آن را مربع هفت در هفت یا وفق سُباعی نامند. (کشاف اصطلاحات الفنون). || نوعی از شعر که هر بند او هفت مصرع داشته باشد. (غیاث) (آنندراج). نزد شعرا قسمی از مسمط است. (کشاف اصطلاحات الفنون). || در عروض، آن است که بر هفت جزء نهاده شده است. (ازذیل اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «مسبع»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بع» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید