معنی مسببالاسباب
5 بازدید
[ مُ سَ بْ بِ بُلْ اَ ] (ع ص مرکب، اِ مرکب) سبب شوندهٔ علل و اسباب. || (اِخ) خدای تعالی شأنه. (آنندراج). یکی از اسماء صفات خدای تعالی تقدَّسَتْ أسماؤه. نامی از نامهای صفات خدای تعالی : چونکه از خیل دیو نگریزی در حصار مسبب الاسباب.ناصرخسرو. وجود این جمله را علل و اسباب است متسلسل به سببی که مسبب الاسباب و واجب الوجود خوانند. (سندبادنامه ص ۲۷۸).
کلمات همقافیه با «مسببالاسباب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر