معنی مساوا
4 بازدید
[ مُ ] (از ع، اِمص) صورت مخفف مساواة. برابری. معاملهٔ به مثل. مکافات. پاداش. مساوات. رجوع به مساوات شود: آزار مگیر از کس برخیره و مازار کس را مگر از روی مکافات و مساوا. ناصرخسرو. حلم حق گرچه مساواها کند چونکه از حد بگذرد رسوا کند. مولوی (مثنوی چ رمضانی ص ۱۷۶).
کلمات همقافیه با «مساوا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وا» برای سرودن شعر