معنی مساناة
3 بازدید
[ مُ ] (ع مص) خشنود کردن و مدارا نمودن و نیکو کردن معاشرت را با کسی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). مسانات. سِناء. رجوع به مسانات و سناء شود. || سالانه کردن کسی را بر کاری و سالاسال دادن چیزی را. (منتهی الارب). چیزی به سال فادادن. (تاج المصادر بیهقی). || یک سال بعد یک سال بار آوردن خرمابن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «مساناة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اة» برای سرودن شعر