معنی مسالک
6 بازدید
[ مَ لِ ] (ع اِ) جِ مَسلک. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به مسلک شود. راهها. طرق. طریقها: ضبط مسالک و حفظ ممالک... به سیاست منوط. (کلیله و دمنه). امروز افضل پادشاهان وقت است به اصل و نسب... و امن داشتن مسالک و ساکن داشتن ممالک به رأی راست و خرد روشن. (چهارمقاله ص ۲). کسری از این ممالک و صد کسری و قباد خطوی از این مسالک و صد خطهٔ ختا. خاقانی. از مشارق ممالک و مطالع مسالک او شموس انصاف... را طلوع داد. (سندبادنامه ص ۸). و آن دگر مشرف ممالک بود باژخواه همه مسالک بود.نظامی. - مسالک و ممالک؛ راهها و مملکتها. طرق و بلدان. - علم مسالک و ممالک؛ جغرافیا. علم جغرافیا. - کتب مسالک و ممالک؛ کتب جغرافیا: و اندرکتاب مسالک و ممالک آورده است... (تاریخ بخارا ص ۲۲، ۲۳). هر که کتاب مسالک و ممالک خوانده است و طول و عرض این دیار بشناخته بر وی پوشیده نماند. (کلیله و دمنه).
کلمات همقافیه با «مسالک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لک» برای سرودن شعر