معنی مساق
5 بازدید
[ مَ ] (ع مص) مصدر میمی است از سَوق. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). راندن. (تاج المصادر بیهقی). رجوع به سوق شود: {/Bإِلی ََ رَبِّکَ یَوْمَئِذٍ اَلْمَسََاقُ. ۱-۴۷۵:۳۰/}(قرآن ۷۵/۳۰). در جمله مراد از مساق این سخن آن بود که چنین پادشاه بدین کتاب رغبت نمود. (کلیله و دمنه). || (اِ) جای راندن. (غیاث) (آنندراج). || راه. طریق. روش: در این موضع اثبات این ابیات اگر چه نه از طرز و مساق این سیاقت است. (جهانگشای جوینی). || ضمن. طی. خلال. تضاعیف : قال الحافظ عبدالغافر... الفارسی فی مساق تاریخ نیسابور أبوزکریا یحیی... رجل فاضل... (ابن خلکان).
کلمات همقافیه با «مساق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر