معنی مسافت

معنی مسافت

6 بازدید
[ مَ فَ ] (ع اِ) مسافة. بعد و دوری و فاصله. (ناظم الاطباء). و رجوع به مسافة شود. || یک جزء از راه و یا مسافرت و مقداری از امتداد راه. (ناظم الاطباء). دوری نقطه ای از نقطهٔ دیگر. فاصلهٔ بین دو مکان. دوری. بعد راه. دوری راه. دوری میان دو منزل. بَون. جلجلة: مسافتی دور نشان میدهند. (کلیله و دمنه). مسعود شب را بر ماده پیلی تیزرو نشسته با لشکری جریده روی به طوس نهاد. میانشان بیست و پنج فرسنگ بُعد مسافت بود. (سلجوقنامهٔ ظهیری ص ۱۵). بنوشته هفت چرخ و رسیده به مستقیم بگذشته از مسافت و رفته به منتها.خاقانی. پناه سلطنت پشت خلافت ز تیغت تا عدم موئی مسافت.نظامی. گویند برو تا برود صحبتت از دل ترسم هوسم بیش کند بُعد مسافت.سعدی. تجواب، جوب؛ مسافت بریدن. جذبة؛ مسافت بعید. (منتهی الارب). جوب؛ مسافت قطع کردن. (دهار). میل؛ مسافت زمین متراخیهٔ بی حد. (منتهی الارب). - طی مسافت؛ سپردن راه. || یک مرحله و یک منزلگاه. (ناظم الاطباء). - مسافت به مسافت؛ از منزلگاهی به منزلگاهی. (ناظم الاطباء). || در اصطلاح فقهی، مقداری که مساوی هشت فرسخ است. و کسی که قاصد پیمودن مسافت است با شروط خاص پس از خروج از حد ترخص باید نماز را به قصر بخواند و روزه را افطار کند.

کلمات هم‌قافیه با «مسافت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «فت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید