معنی مساعفة
4 بازدید
[ مُ عَ فَ ] (ع مص) دست دادن و یاریگری نمودن و موافقت و سازواری نمودن. (منتهی الارب). مؤاتاة و مساعدة. (تاج المصادر بیهقی). مساعدت و معاونت کردن. (اقرب الموارد). || قریب شدن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). مقاربة. (المصادر زوزنی).
کلمات همقافیه با «مساعفة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر