معنی مساحرة
5 بازدید
[ مُ حَ رَ ] (ع مص) جادوئی کردن. تسخیر نمودن. و رجوع به مساحره شود.[ مُ حَ رَ ] (ع اِمص) مساحره. جادوئی. تسخیر. ربایندگی. جذب : اسحار در مساحره و با سامری در مسامره، اشجار در مشاجره و شکوفه ها در مکاشفه، قضبان در ملاطفه (در وصف اصفهان). (ترجمهٔ محاسن اصفهان آوی).
کلمات همقافیه با «مساحرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر