معنی مساحتگر
6 بازدید
[ مَ حَ گَ ] (ص مرکب) مسّاح. مساحت دار. مساحت کننده : مساحتگران داشت اندازه گیر بر آن شغل بگماشته صد دبیر.نظامی. چون مساحت گران دریایی زد در آن خم به آب پیمایی. نظامی (هفت پیکر ص ۲۰۷).
کلمات همقافیه با «مساحتگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر