معنی مساجلة
5 بازدید
[ مُ جَ لَ ] (ع مص) مفاخرت کردن با هم در راندن و در آب خورانیدن و جز آن. (منتهی الارب). با کسی نورد کردن به آب کشیدن و رفتن و آنچه بدان ماند. (المصادر زوزنی) (از تاج المصادر بیهقی). مباهات و مفاخرت و معارضت کردن با کسی به اینکه چون او انجام داده است دویدن یا آبیاری کردن را، و اصل این لغت در آبیاری به کار میرفته از کلمهٔ سَجل به معنی دلو. (اقرب الموارد). ثم شجر بینه و بین الاستاذ ابی بکر الخوارزمی ماکان سببا لهبوب ریح الهمذانی و علو أمره اذا لم یکن فی الحساب أن أحداً من العلماء ینبری لمساجلته... (معجم الادباء یاقوت چ مارگلیوث ج ۱ ص ۹۷). || در اصطلاح شعرا، آن است که دو شاعر شعری را بیت به بیت یا مصراع به مصراع بخوانند. (اقرب الموارد): اسامة کاسمه فی قوة نثره و نظمه... حلو المجالسة حالی المساجلة... عمادالدین اصفهانی.
کلمات همقافیه با «مساجلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر