معنی مسائل
6 بازدید
[ مَ ءِ ] (ع اِ) مسایل. جِ مسألة. (اقرب الموارد). مسأله ها. موضوعات. موضوعها. رجوع به مسألة و مسایل شود: با که بگویم حکایت غم عشقت این همه گفتیم و حل نگشت مسائل.سعدی. حلاج بر سر دار این نکته خوش سراید از شافعی نپرسند امثال این مسائل.حافظ. || مطالبی که در علوم بدانها برهان آورند و غرض از آن علم شناختن آنها باشد. و آن یکی از اجزاء سه گانهٔ علم باشد، اول موضوعات و آن همان است که از عوارض ذاتی آن بحث می گردد، ثانیاً مبادی آن حدود و اجزاء و اعراض موضوعات است و مقدمات بدیهی یا نظری، و ثالثاً مسائل. (از کشاف اصطلاحات الفنون) (از تعریفات جرجانی). محمولات منتسبه به موضوع و جزئیات موضوع علم. - مسائل شرعیه؛ امور شرعی. فروع فقهی. احکام شرعی در موضوعات گوناگون. حکم شرع دربارهٔ خبری : ایشان [ ملاباشی ] بغیر از استدعای وظیفه به جهت طالب علمان... و تحقیق مسائل شرعیه و تعلیم ادعیه و امور مشروعه به هیچ وجه به کار دیگر دخل نمیکردند. (تذکرةالملوک چ دبیرسیاقی ص ۱). || جِ مَسیل. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). رجوع به مسیل شود. || جِ مَسَل. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). رجوع به مسل شود.
کلمات همقافیه با «مسائل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئل» برای سرودن شعر