معنی مسؤوليت
7 بازدید
[ مَ ئو لی یَ ] (ع مص جعلی، اِمص) مسؤوليه. مصدر صناعی يا جعلی از مسؤول. ضمانت. ضمان. تعهد. مؤاخذه. - مسؤوليت چيزی با کسی بودن؛ به گردن او و در عهدهٔ او و در ضمان و پايندانی او بودن. - مسؤوليت داشتن؛ مسؤول بودن. متعهد بودن. موظف بودن. || (اصطلاح حقوق) در اصطلاح حقوقی، تعهد قهری يا اختياری شخص در مقابل ديگری است (خواه مالی باشد خواه غيرمالی). و آن بر دو قسم است: يکی مسؤوليت جزائی و آن مسؤوليتی است که قابل تقويم به پول نباشد، و ديگری مسؤوليت مالی يا مسؤوليت مدنی که مسؤوليتی است قابل تقويم به پول. (از فرهنگ حقوقی). - مسؤوليت اداری يا انضباطی؛ مسؤوليت ناشی از تخلف انضباطی در امور اداری. (از فرهنگ حقوقی). - مسؤوليت تضامنی؛ عبارت است از اينکه هر يک از چند مديون در مقابل دائن بقدر مجموع حصهٔ طلبکاران مسؤول باشند نه بقدر حصهٔ خود. (از فرهنگ حقوقی). - مسؤوليت جزائی؛ مسؤوليت غيرمالی. رجوع به مسؤوليت در معنی حقوقی آن شود. - مسؤوليت سياسی وزراء؛ (اصطلاح حقوق) در اصطلاح حقوق سياسی، عبارت است از مسؤوليت وزراء در سياست عمومی کشور. اين مسؤوليت با ابراز عدم اعتماد اکثريت نمايندگان يکی از مجالس مقننه و استعفای کابينه مجسم میشود. مسؤوليت سياسی وزرا مسؤوليتی مشترک و جمعی است، ولی مسؤوليت تضامنی نيست. (از فرهنگ حقوقی). - مسؤوليت قراردادی؛ (اصطلاح حقوق) در اصطلاح حقوق مدنی، مسؤوليتی است مالی که ناشی میشود از دو چيز، يکی تخلف از اجرای قرارداد و ديگری سوء اجرای قرارداد. در مقابل اصطلاح بالا، اصطلاح «مسؤوليت خارج از قرارداد» قرار میگيرد. (از فرهنگ حقوقی). - مسؤوليت مالی؛ رجوع به مسؤوليت در اصطلاح حقوقی آن شود. - مسؤوليت مدنی؛ مسؤوليت قراردادی. بجای آن اصطلاح «ضمان مدنی» را نيز به کار بردهاند. و رجوع به مسؤوليت در معنای حقوقی آن شود. - مسؤوليت مستخدم؛ در حقوق اداری برای مستخدم دولت دو نوع مسؤوليت مقرر است: يکی مسؤوليت مالی و ديگری مسؤوليت غيرمالی که هر کدام از آنها را شقوق و توضيحاتی است. و رجوع به فرهنگ حقوقی شود. - مسؤوليت مشترک؛ که چند تن با يکديگر متعهد امری باشند، چنانکه مسؤوليت {$20908$}مشترک وزراء. و رجوع به مسؤوليت سياسی شود.
کلمات همقافیه با «مسؤوليت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «يت» برای سرودن شعر