معنی مزید کردن
6 بازدید
[ مَ کَ دَ ] (مص مرکب) زیاده کردن. فزودن. افزودن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). زیادت کردن. بالاکردن : خلعتی بر آن مزید کرد و پیشش فرستاد. (گلستان). || ظاهراً در شاهد ذیل به معنی «به مزایده نهادن» است و به «من زاد» فروختن : خوارج... زن عبدالعزیز را اسیر کردند که دختر منذربن حارث بود و در همه جهان صورتی از او نیکوتر نبود و در میان لشکر خوارج مزید کردندش به سه هزار دینار. (ترجمهٔ طبری بلعمی).
کلمات همقافیه با «مزید کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر