معنی مزیدگوئی
5 بازدید
[ مَ ] (حامص مرکب) کیفیت و حالت مزیدگوی. عمل مزیدگوی. مزیدگویی. تملق. چاپلوسی. رجوع به مزید گفتن شود.
کلمات همقافیه با «مزیدگوئی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئی» برای سرودن شعر