معنی مزگتی
6 بازدید
[ مَ گِ ] (ص نسبی) متعبد. مسلم. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): سخن دوزخی را بهشتی کند سخن مزگتی را کنشتی کند. اسدی (لغت نامهٔ چ اقبال ص ۵۱). راهی است اینکه همبر باشد در او به رفتن درویش با توانگر، با مزگتی کنشتی.ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «مزگتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر