معنی مزورة
5 بازدید
[ مُ زَوْ وَ رَ ] (ع ص) مؤنث مزور. نعت مفعولی از تزویر. دروغ. کذب. (اقرب الموارد). مزور. رجوع به مزوَّر شود. || (اِ) آنچه از قسم غذا برای تسلی بیمار پزند و طعام نرم که مریض را دهند. خوردنی بیماران. (دهار) (مهذب الاسماء). غذائی است برای مریض. (عیون الانباء ج ۱ ص ۲۳۳). طعامی که صورت طعامی معلوم دارد لکن در حقیقت آن نیست و بیمار را بدان بفریبند. مزوره. و رجوع به مزور و مزوره شود.
کلمات همقافیه با «مزورة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر