معنی مزه یافتن
7 بازدید
[ مَ زَ / زِ تَ ] (مص مرکب) لذاذة. (از منتهی الارب) (ترجمان القرآن) (دهار) (زوزنی). لذاذ. (از منتهی الارب). لذة. (دهار) (ترجمان القرآن). لذت. (تاج المصادر بیهقی). استلذاذ. (دهار) (زوزنی). التذاذ. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). تلذذ. مُلتذ شدن. لذاذت. لذت بردن. مزه بردن : بخورد و بر او آفرین کرد سخت مزه یافت از خوردنش نیکبخت.فردوسی. و رجوع به مزه بردن شود.
کلمات همقافیه با «مزه یافتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر