معنی مزهزه
7 بازدید
[ مُ زَ زِهْ ] (ص) نعت فاعلی منحوت از «زه زه» فارسی. آفرین گوی. زه زه گوینده : پرویز ملک چون سخنی خوب شنیدی آن را که سخن گفتی، گفتیش که هان زه پرویز گر ایدون که در ایام تو بودی بودی همه الفاظ تو را جمله مزهزه. منوچهری (دیوان چ دبیرسیاقی ص ۸۹). || (ع ص) متلألی ء. براق. درخشنده. (دزی ج ۱ ص ۶۰۹ ذیل کلمهٔ زهزه).
کلمات همقافیه با «مزهزه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر