معنی مزنگو
5 بازدید
[ مَ زَ ] (اِ) خارپشتی که مار را میگیرد و میکشد و نمیخورد. (ناظم الاطباء). خارپشت را گویند و آن جانوری است مشهور. (آنندراج). مرنگو. خارپشت بزرگ تیرانداز. (برهان). کوله. قنفذ. رجوع به کوله و خارپشت و قنفذ و مرنگو شود.
کلمات همقافیه با «مزنگو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گو» برای سرودن شعر