معنی مزنة
5 بازدید
[ مُ نَ ] (ع اِ) باران. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || ابر سپید و قطعه ای از ابر سپید، اخص من المزن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج). ابر سپید و یک جزء از ابر سپید. ج، مزن [ مُ /مُ زُ ]. (ناظم الاطباء) (از مهذب الاسماء). مُزن. و رجوع به مزن شود. - ابن مزنة؛ ماه نو و هلال. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).[ مُ نَ ] (اِخ) دهی به سمرقند. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «مزنة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر