معنی مزلة
5 بازدید
[ مَ زِلْ لَ ] (ع مص) لغزیدن در گل. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). لغزیدن در گل یا در سخن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به زَلّ شود.[ مَ زَلْ لَ / مَ زِلْ لَ ] (ع اِ) جای لغزیدن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). مَزَلّ. لغزشگاه. ج، مزال: مزال اقدام؛ جای لغزش. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). مزلت. مزله. رجوع به مزلت شود. || (ص) أرض مزلة؛ زمین لغزان. (به فتح زاء و کسر آن، و کسر افصح است). (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مزلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر