معنی مزلاج
6 بازدید
[ مِ ] (ع اِ) کلیدان که بی کلید گشاده شود. زلاج. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج). کلیددان که به دست گشایند. (مهذب الاسماء). زیرفین و هر ابزاری که بدان در را بندند و بدون کلید با دست آن را باز کنند. (ناظم الاطباء). و رجوع به زلاج شود. || (ص) زن لاغرسرین. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «مزلاج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر