معنی مزفت
5 بازدید
[ مُ زَفْ فَ ] (ع ص) قیراندود. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). زفت اندود. به زفت اندوده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || (اِ) دوائی است.
کلمات همقافیه با «مزفت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فت» برای سرودن شعر