معنی مزغل
10 بازدید
[ مَ غَ ] (اِ) روزنهٔ دراز و باریک در دیوار حصارهای قرون وسطی برای انداختن تیر و کشکنجیر. مزقل. سوراخهائی که در باره کنند افکندن تیر را. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). سوراخ که از آنجا تیر گشاد دهند دشمن را بی اینکه دشمن تواند دید. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به مزقل شود.
کلمات همقافیه با «مزغل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غل» برای سرودن شعر