معنی مزعوقة
5 بازدید
[ مَ قَ ] (ع ص) أرض مزعوقة؛ زمین باران بزرگ قطره رسیده. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مزعوقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر