معنی مزرعه‌نو

معنی مزرعه‌نو

5 بازدید
[ مَ رَ عَ نَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان راهجرد بخش دستجرد خلجستان شهرستان قم، واقع در ۱۸هزارگزی جنوب باختری دستجرد. کوهستانی، سردسیرست با ۲۷۸ تن سکنه. آبش از قنات، محصولش غلات، انگور، بادام، لبنیات و شغل مردمش زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ مَ رَ عَ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان جاپلق بخش الیگودرز شهرستان بروجرد؛ در ۱۸هزارگزی شمال الیگودرز و ۱۳هزارگزی شمال شرقی راه الیگودرز به ازنا، در جلگهٔ معتدل واقع و دارای ۲۲۹ تن سکنه است. آبش از قنات، محصولش غلات، لبنیات، چغندر، پنبه و شغل مردمش زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ مَ رَ عَ / عِ نَ / نُ ] (اِخ) دهی است از دهستان عقدا بخش اردکان شهرستان یزد، در ۵۴هزارگزی غرب اردکان و ۱۳هزارگزی جنوب غربی راه اصفهان به یزد در جلگهٔ معتدل واقع و دارای ۷۱۶ تن سکنه است. آبش از قنات، محصولش غلات، شغل مردمش زراعت و صنایع دستی زنان کرباس بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).

کلمات هم‌قافیه با «مزرعه‌نو»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نو» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید