معنی مزرعه
5 بازدید
[ مَ رَ عَ ] (ع اِ) مزرعة. کشت زار. (ناظم الاطباء). محل کشت و زرع : خاک نظامی که به تأیید اوست مزرعهٔ دانهٔ توحید اوست.نظامی. این جهان مزرعهٔ آخرت است هرچه خواهد دلت ای دوست بکار. ابن یمین (از امثال و حکم ص ۲۴۷). از هبوب عواصف مهابت غازیان...قریب هفتصد قصبه و مزرعه و دیر عرضهٔ نهب و تاراج گشت. (ظفرنامهٔ یزدی ج ۲ ص ۳۸۰). || صحرای آماده شده برای کشت و درو. (ناظم الاطباء). || پالیز. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - مزرعهٔ خاک؛ کنایه از زمین است. (آنندراج) (ناظم الاطباء) (برهان): چون ز پی دانه هوسناک شد مقطع این مزرعهٔ خاک شد.نظامی. || قبر. گور. (آنندراج) (ناظم الاطباء) (برهان). - مزرعهٔ دانه سوز؛ کنایه از دنیا و عالم است. (آنندراج) (ناظم الاطباء) (برهان). - مزرعهٔ دنیاسوز؛ کنایه از مال دنیاست. (انجمن آرای ناصری).[ مَ رَ عَ ] (اِخ) یکی از دهات دهستان کتول از توابع گرگان. (مازندران و استرآباد رابینو ص ۱۲۸ قسمت انگلیسی).[ مَ رَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان قلعه برزند بخش گرمی شهرستان اردبیل، در ۱۲هزارگزی باختر گرمی در مسیر شوسهٔ گرمی اردبیل در جلگهٔ گرمسیر واقع و دارای ۱۹۸ تن سکنه است. آب آن از دهات اطراف، محصول عمدهٔ آن غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ مَ رَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان دیجوجین بخش مرکزی شهرستان اردبیل، در ۱۵هزارگزی شمال شرقی اردبیل و ۶ هزارگزی راه خیاو به اردبیل در منطقهٔ کوهستانی معتدل واقع دارای ۲۵۰ تن سکنه است. آبش از چشمه و چاه، محصولش غلات و حبوبات، شغل مردمش زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ مَ رَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان نیر بخش مرکزی شهرستان اردبیل، در ۳۲ هزارگزی غرب اردبیل و ۳هزارگزی راه تبریز به اردبیل در منطقهٔ کوهستانی معتدل واقع و دارای ۱۹۹ تن سکنه است. آبش از رودخانه، محصولش غلات و حبوبات و شغل مردمش زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ مَ رَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان منگور بخش حومهٔ شهرستان مهاباد در ۷۲ هزارگزی جنوب غربی مهاباد و ۱۷ هزارگزی غرب راه مهاباد به سردشت در منطقهٔ کوهستانی سردسیری واقع و دارای ۱۳۹ تن سکنه است. آبش از رودخانهٔ بادین آباد، محصولش غلات و حبوبات، شغل مردمش زراعت و گله داری و صنایع دستی آن جاجیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ مَ رَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حاجیلو بخش کبودرآهنگ شهرستان همدان، در ۱۴هزارگزی جنوب کبودرآهنگ و ۲هزارگزی شمال راه همدان به تهران، در جلگهٔ معتدل واقع و دارای ۸۶۰ تن سکنه است. آبش از چشمه، محصولش غلات، انگور، حبوبات، صیفی، لبنیات و شغل مردمش زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان قالی بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ مَ رَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان میان آب بخش مرکزی شهرستان اهواز در ۶۰هزارگزی شمال غربی اهواز بین راه آهن و راه اهواز به اندیمشک، در دشت گرمسیر واقع و دارای ۷۵۰ تن سکنه است. آبش از شهر شاهپور، محصولش غلات و برنج، شغل مردمش زراعت و گله داری است. آثار ابنیهٔ قدیم از قبیل آجر، سوفال در آن دیده میشود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ مَ رَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان جلگهٔ شهرستان گلپایگان؛ در ۱۲هزارگزی شرق گلپایگان و ۱۲هزارگزی راه خونسار، در جلگهٔ گرمسیر واقع و دارای ۳۳۵ تن سکنه است. آبش از قنات و چاه، محصولش غلات، شغل مردمش زراعت، و صنایع دستی زنان کرباس بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ مَ رَ عَ ] (اِخ) دهی است از دهستان فارغان بخش سعادت آباد شهرستان بندرعباس، در ۵۴هزارگزی شرق حاجی آباد و سر راه حاجی آباد به احمدی، در جلگهٔ گرمسیر واقع و دارای ۱۹۶ تن سکنه است. آبش از چشمه، محصولش خرما، شغل مردمش زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «مزرعه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عه» برای سرودن شعر