معنی مزراب
5 بازدید
[ مِ ] (ع اِ) ناودان. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از المعرب جوالیقی). || کشتی دراز. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).[ مَ ] (اِخ) دهی است از دهستان نیم بلوک بخش قاین شهرستان بیرجند؛ در ۳۲ هزارگزی شمال غربی قاین، در منطقهٔ کوهستانی گرمسیر واقع و دارای ۲۴۴ تن سکنه است. آبش از قنات و محصولش غلات و زعفران و شغل مردمش زراعت و مالداری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «مزراب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر