معنی مزدهف
7 بازدید
[ مُ دَ هَ ] (ع ص) برداشته شده و برده شده. || هلاک شده. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || نزدیک مرگ رسیده. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).[ مُ دَ هِ ] (ع ص) برندهٔ چیزی. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج). || آن که برمیدارد. بردارنده. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || شتاباننده. || سبک برنده. || شتابنده. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج). || دروغ گوینده. دروغ گو. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || به تکلف افزاینده در سخن. || هلاک کننده. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج). || برگردنده. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || روی برگرداننده. آنکه روی بر میگرداند. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || میل کننده. || به عنف و درشتی در شونده. || سختی و درشتی نماینده در سخن. || بلندکنندهٔ آواز. || به سخن باطل کننده سخن کسی را. || دشمنی ورزنده. || افکننده ستور کسی را. || نزدیک مرگ رساننده. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مزدهف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هف» برای سرودن شعر