معنی مزدقان
6 بازدید
[ مَ دَ ] (اِخ) نام شهری است در قهستان. (از برهان قاطع) (ناظم الاطباء). نام شهری است در کوهستان، خرهٔ نزدیک ساوه. شهرک معروفی است در نواحی ری. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). قصبه ای جزء دهستان مزدقانچای بخش نوبران شهرستان ساوه در ۳۰هزارگزی جنوب خاوری نوبران واقع است. کوهستانی، سردسیر با ۲۳۰۰ تن سکنه. آب آن از قنات و رودخانهٔ مزدقان. شغل اهالی زراعت و مختصر گله داری و قالیچه بافی است. مزرعة احمد بیک جزء این ده منظور شده است. و ده کنار راه نوبران به ساوه واقع است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ مُ دَ ] (اِخ) نام رودی که از ساوه و زرند می گذرد.
کلمات همقافیه با «مزدقان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر