معنی مزدرع
6 بازدید
[ مُ دَ رَ ] (ع ص، اِ) کشتزار. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). مزروع. کاشته. کشته. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).[ مُ دَ رِ ] (ع ص) کارندهٔ تخم. (آنندراج). زراعت کننده و تخم کارنده. (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مزدرع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رع» برای سرودن شعر