معنی مزبد
4 بازدید
[ مُ بِ ] (ع ص) مواج <۳۰۵۱>. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). بحر مزبد؛ دریای مواج کف انداز. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «مزبد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بد» برای سرودن شعر