معنی مزاهمة
4 بازدید
[ مُ هَ مَ ] (ع مص) با هم دشمنی نمودن و با هم دوستی کردن (از اضداد است). || همدیگر جدا شدن و با هم نزدیک گردیدن. || نزدیک شدن در رفتار و خرید و فروخت و جز آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). نزدیک شدن به چیزی. (تاج المصادر). یقال: زاهم الخمسین؛ یعنی نزدیک پنجاه رسید. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مزاهمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر