معنی مزارعی
5 بازدید
[ مَ رِ ] (اِخ) دهی است مرکز دهستان مزارعی بخش برازجان شهرستان بوشهر، در ۳۰هزارگزی شمال برازجان و ۴ هزارگزی رودخانه دالکی، در جلگهٔ گرمسیر واقع و دارای ۱۰۷۳ تن سکنه است. آبش از رودخانهٔ دالکی و چاه، محصولش غلات، خرما، صیفی، شغل مردمش زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ مَ رِ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای یازده گانهٔ بخش برازجان شهرستان بوشهر است. این دهستان محدود است از شمال به ارتفاعات تکاب و شکارگاه و از جنوب به رودخانه شاهپور و دهستان شبانکاره و از شرق به دهستان های زیر راه و دالکی و از غرب به بست شبانکاره. رودخانهٔ شاهپور از وسط دهستان جاری است. این دهستان تقریباً در شمال بخش واقع و هوای آن گرم و آب مشروب و زراعتی آن از رودخانه های شاهپور و دالکی و چاه تأمین می شود. محصولش غلات و خرما و شغل مردمش زراعت است. از ۱۵ آبادی تشکیل شده و جمعیت آن در حدود ۲۸۰۰ نفراست. آبادیهای مهم آن عبارتند از: پلنگی، شول، سیاه منصور، جره بالا، گونه سرخ، میلک. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «مزارعی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عی» برای سرودن شعر