معنی مزاحف
5 بازدید
[ مُ حَ ] (ع ص) شعری که در آن زِحاف واقع باشد. (آنندراج) (منتهی الارب). دارای زحاف، و زحاف در شعر افتادن حرفی است میان دو حرف، پس یکی به دیگری نزدیک شود. (منتهی الارب). به اصطلاح عروض رکن غیرسالم یعنی رکنی که در آن تغییر واقع شده باشد. (غیاث). رجوع به زحاف شود.[ مَ حِ ] (ع اِ) جِ مَزحَف، جای غیژیدن مار و جای افتادن قطره های باران. مزاحف الحیّات؛ جای های غیژیدن ماران. مزاحف السحاب؛ جای های افتادن قطره های باران. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مزاحف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حف» برای سرودن شعر