معنی مزاحت
6 بازدید
[ مُ حَ ] (ع مص) مزاحة. لاغ. لاغ کردن. شوخی کردن. مُزاح. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). بازی کردن. (از قانون الادب ج ۱ ص ۳۹۵ چ بنیاد فرهنگ). خوش طبعی. شوخی. و رجوع به مزاحة و مزاحه و مزاح شود.
کلمات همقافیه با «مزاحت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حت» برای سرودن شعر