معنی مریمزاد
5 بازدید
[ مَ رْ یَ ] (ن مف مرکب) زاده و همانند مریم. آنکه بکر باشد و مانند مریم عذرا بچه آورد: ز امتحان طبع مریم زاد بر چرخ دوم تیر عیسی نطق را در خرکمان آورده ام. خاقانی (دیوان ص ۲۵۸).
کلمات همقافیه با «مریمزاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر