معنی مریدانه
5 بازدید
[ مُ نَ / نِ ] (ص نسبی، ق مرکب) منسوب و متعلق به مرید. مریدسان. چون مرید در پیروی و اطاعت و سرسپردگی و مشتاقی خدمت پیر. بطور ارادت. (ناظم الاطباء). رجوع به مرید شود.
کلمات همقافیه با «مریدانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر