معنی مریخنبرد
7 بازدید
[ مِ رْ ری نَ بَ ] (ص مرکب) کنایه از کسی که در جنگها مظفر و منصور باشد و هیچ دشمنی بر او غالب نتواند آمد.
کلمات همقافیه با «مریخنبرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر