معنی واژه مرگاب
7 بازدید
[ مَ ] (اِ مرکب) مرگ آب. آبی که پیش از درو به مزرعه می دهند. آب که بار آخر به کشت دهند که پس از آن غله یا صیفی بخشکد یا برسد و دیگر محتاج آب نباشد. آب آخر حاصل که پس از آن حاصل خشک و درو می شود و دیگر محتاج آب نیست. (از یادداشت مرحوم دهخدا).