معنی مرکوم
6 بازدید
[ مَ ] (ع ص) نعت مفعولی از رکم. رجوع به رکم شود. || برهم نشانده و فراهم آمده. (منتهی الارب). متراکم: سحاب مرکوم؛ ابر متراکم و برهم نشسته. (از اقرب الموارد): {/Bوَ إِنْ یَرَوْا کِسْفاً مِنَ اَلسَّمََاءِ سََاقِطاً یَقُولُوا سَحََابٌ مَرْکُومٌ . ۱-۱۰۵۲:۴۴/}(قرآن ۵۲/۴۴).
کلمات همقافیه با «مرکوم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر