معنی مرکزنورد
6 بازدید
[ مَ کَ نَ وَ ] (نف مرکب) گردش کننده بر دور مرکز. (ناظم الاطباء): دو پره چو پرگار مرکزنورد یکی دیرجنبش یکی زودگرد.نظامی.
کلمات همقافیه با «مرکزنورد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر