معنی مرکبه

معنی مرکبه

4 بازدید
[ مُ رَکْ کَ بَ ] (از عربی ص، اِ) رجوع به مرکب و مرکبة و مرکبات شود. - اعضای مرکبه؛ اعضای آلیه. رجوع به «اعضاء» و «آلیه» شود. - حمی مرکبة؛ تبی که سبب آن دو خلط باشد یا بیشتر. (بحر الجواهر). - قضیهٔ مرکبه؛ عبارت از قضیهٔ موجبه ای است که معنای آن مرکب از دو قضیه باشد یکی موجبه و دیگری سالبه. مثال: کل انسان ضاحک لا دائماً، زیرا لادوام اشارت به قضیهٔ دیگر است که سالبه است. قضایای مرکبه هفت اند: شرطیهٔ خاصه، عرفیهٔ خاصه، وقتیه، منتشره، وجودیه لاضروریه، ممکنهٔ خاصه، وجودیهٔ لادائمه. (فرهنگ علوم عقلی از دستور العلماء).

کلمات هم‌قافیه با «مرکبه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «به» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید