معنی مرکبانگیزی
4 بازدید
[ مَ کَ اَ ] (حامص مرکب) از جا برکندن و دواندن اسپ به سوی کسی یا چیزی. اسپ بر کسی یا چیزی دوانیدن به قصد گرفتار ساختن او. مرکب انگیختن : کرد بر گور مرکب انگیزی داد یکران تند را تیزی.نظامی.
کلمات همقافیه با «مرکبانگیزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر