معنی مروش
5 بازدید
[ مَ ] (فعل نهی) فعل نهی است از روشن کردن. یعنی روشن مکن. (از برهان) (از آنندراج): به جفت کسان چشم هرگز مروش بترس از خدا و جهان را بکوش.سعدی.[ مُ ] (ع اِ) جِ مَرش. (اقرب الموارد). رجوع به مرش شود. || خراشیدگیها. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «مروش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر